محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )

مقدمه 28

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى )

صوفيان را مىتوان با آراء وعقايد واعمال مرتاضان وعرفاى ساير ملل توفيق داد . . . . سپس دكتر قاسم غنى دقيقاً جاى جاى نفوذ وتأثير افكار وعوامل خارجى را در تصوّف به اصطلاح اسلامى نشان مىدهد كه اين مختصر گنجايش ذكر آنها را ندارد . مقدمه نويس « نفحات الانس » در اين باره به عنوان « خاتمه » مىنويسد : به طور خلاصه تصوّف اسلامى ايرانى داراى اصالت خاصى است كه فقط در كادر اسلام نبايستى مورد مطالعه و تحقيق قرار گيرد ، زيرا اصول طريقت تصوّف در بسيارى موارد با قوانين دين مبين اسلام معارض است . در حقيقت تصوف اوليّهء اسلامى با پيوسته‌هاى رهبانيت مسيحى كه روى آن را احاطه كرده بود به وسيلهء ايرانيان با استادى كامل در قالب افكار ايرانى كه متكى به فلسفهء ايران باستان بود ريخته شد وشكل كاملًا جديدى پيدا كرده و بعد با فلسفهء يونان به خصوص افكار افلاطونيان جديد كه خود از فلسفهء ايران باستان متأثّر بود ، آميخته گرديد ، وسپس با فلسفه وافكار هندى تلفيق وتكميل شد تا به مرحلهء ذوق ورشد و كمال رسيد ؛ به طورى كه به هيچ وجه قابل مقايسه با تصوّف اوليّهء اسلامى نبود . چون در بين افراد اوليّه وپيروان اين طريقت افراد ايرانى از قبيل : حسن بصرى ، وحبيب عجمى ، ومعروف كرخى شناخته شده‌اند ونيز محل ظهور اين طريقت شهر بغداد بوده است ، ايرانى بودن اصول اين طريقت مسلم مىگردد 1 .

--> ( 1 ) نفحات الانس ( مقدمهء مصحح ) : 141 .